مهدیس کوچولو
دختر خوشگل مامان
تاريخ : 20 / 6 | نویسنده : مامان مهدیس

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَلَمین




بازدید : مرتبه | موضوع :
96
تاريخ : 12 / 6 | نویسنده : مامان مهدیس

سلام الان دیگه آخرای تابستان هست اما من دوتا عکس از اردیبهشت میزرام با تاخیر

انشالله عکسای تابستان هم میزارم.




بازدید : 360 مرتبه | موضوع : عکسای ناز مهدیس
95
تاريخ : 12 / 6 | نویسنده : مامان مهدیس




بازدید : 361 مرتبه | موضوع : عکسای ناز مهدیس
94
تاريخ : 11 / 6 | نویسنده : مامان مهدیس

مهدیس جان میدونی کار مورد علاقه تو خونه تو چیه؟؟سوال علاوه برخوردن وخوابیدن بازی میکنی به قول خودت خونه سازی  نقاشی کشیدن رنگ آمیزی و تماشای کارتون. اما تو دوره ما بازی ها جست وخیز داشت ولی نمیدونم تو چرا دوست نداری کارهای پرتحرک انجام بدیخسته البته غصه نخور غمناکمن نمیزام همین جوری بمونی بزرگتر که شدی میفرستمت کلاس های ورزشیقه قهه.

قربونت برم که واسه مامان قطار درست کردی میگی نه بیا اینم مدرکش

درحال تماشای کارتون باب اسفنجی(تصویر بالاو پایین)   

اینجا هم نشتی تو سبد و میگی من میوه هستم

این هم تصاویر زیبایی که از بابا کشیدی فقط نمیدونم چرا بابا رو ناراحت کشیدی اولین نقاشی چشم چشم دو ابرو

پس از کشیدن نقاشی های زیبا از بابا خسته نباشی شب بخیر 




بازدید : 385 مرتبه | موضوع : نوشتنی های مامان
93
تاريخ : 11 / 6 | نویسنده : مامان مهدیس

ببخشید با عجله درست کردم بعدا روی فتوشاپشون بیشتر کار میکنم




بازدید : 336 مرتبه | موضوع : عکاسی مامان
92
تاريخ : 11 / 6 | نویسنده : مامان مهدیس

امروز براتون از این دوتا کوچولو بازیگوش عکس میزارم تا ببیند وقتی دخترخاله ها با هم باشندچیکار میکنندآرام  

آماده شدن برن ددرعینک

دلغک اینجا هم مهدیس آماده شده برای رقصیدندلغک

 




بازدید : 378 مرتبه | موضوع : مهدیس و آرمیتا
91
تاريخ : 11 / 6 | نویسنده : مامان مهدیس


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






بازدید : 404 مرتبه | موضوع : نوشتنی های مامان
90
تاريخ : 5 / 6 | نویسنده : مامان مهدیس

بازم سلام 

من مامان مهدیس اعتقاد دارم که بچه باید از همان دوران کودکی کمک کردن به دیگران را بیاموزه البته باید یاد بگیره که کی و چجوری این کارو بکنه تا یه وقت از حس انسان دوستی کسی سوء استفاده نشه و بهترین راه صدقه دادن هست من هر روز پول خردی که داشتیم رو می دادم به مهدیس تا بندازه توی صندوق صدقه واسه رفع بلا. از طرف کمیته هر چند وقت یک بار می آمدن تا صندوق رو خالی کنن ما اون ماه خیلی خونه نبودیم و من می دونستم که توی صندوق پول زیادی نیست اما بردم تا خالی کنن و وقتی که برگه رسید رو گرفتم دیدم که 18000 تومان توش بوده بابای مهدیس با تعجبتعجب گفت:شما که خونه نبودین پس این مقدار پول رو کی انداختهسوال متفکر؟

نگاه ها رفت به سمت مهدیس آخه خانم عادت کرده بود که هر جایی که می شد پول برمی داشت و تو صندوق می انداخت خلاصه که کلی رفع بلا کرده دخمل ماخنده.

این شد که تصمیم گرفتم به مهدیس یاد بدم که پول انداختن توی صندوق بازی نیست اگه دوست داره پول بندازه من وبابا بهش پول میدیم بندازه توی قلک خودش (قلک باب اسفنجی که تازه واسش خریدیم).به مهدیس گفتم پولاتو بنداز تو بابا اسفنجی که دلش بزرگ بشه وقتی پر از پول شد ما دلشو پاره می کنیم و تو با پولهات یه چیزی میخری. حالا بگو بببینم با پولات چی دوست داری بخری؟ سوال

مهدیس گفت : یه بابا اسفنجی دیگه می خرمسکوت




بازدید : 342 مرتبه | موضوع : نوشتنی های مامان
89
تاريخ : 5 / 6 | نویسنده : مامان مهدیس

سلام 

دیشب مهدیس اومد به من گفت: مامان چرا گدم(قدم) بلند نمیشه میکام گدم گنده بشه اینو بزنم به بیننی ام برم استخر آب تو بینی ام نره. این مال باباهاست مال آدم بزرگهاست منم هنوز کوچولوام و با گریه می گه گریه:میخام بزرگ بشم دیگه غمگین

یک ساعت بعد دوباره اومد گفت مامان بیا کمکم کن میخام از پله هابرم بالا اما نمی تونم دیگه؟! من هم از همه جا بی خبر گفتم باشه صبر کن یه دقیقه دیگه میام بعد منو برد تو اتاق خواب و دیدیم که میخاد از میز توالت بالا بره گفت: مامان نمی تونم یک دو سه چهار تا پله هست تنهایی نمی تونم بیا دستمو بگیر .

گفتم: مهدیس این که پله نیست اینا کشوی میز نمیشه مگه من از اینجا می رم بالا که شما هم میخای بری ؟ 

اون وقت بود که با اعتماد به نفس کامل و با حال نصیحت کردن به من گفتی : آدم بزرگا که نباید برننه بالا اگه تو بری بالا سرت میخوره به سقف من باید برم بالا چون من کوچولوام.تعجبقه قهه

 




بازدید : 382 مرتبه | موضوع :
88
تاريخ : 4 / 6 | نویسنده : مامان مهدیس

آماده شدن برای رفتن به مهمانی به همراه مامان

اینجا هم منتظر هستی تا یه خانم مهربان روی صورت آرمیتا نقاشی بکشه




بازدید : 334 مرتبه | موضوع :
87
تاريخ : 4 / 6 | نویسنده : مامان مهدیس

مهدیس هر وقت که دایی باهاش خداحافظی میکنه میاد پیش دایی ومیگه: دایی من کار بد کردم که داری میری خونتوندلشکسته

اینم عکس دایی محمد




بازدید : 478 مرتبه | موضوع : نوشتنی های مامان
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد